سه شنبه پنجم شهریور 1387
در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات . روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به تعمیر قایقهایشان
کردند.
اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از جزیره روی آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت
تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد. در همین زمان او از ثروت با کشتی یا شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک
خواست.
"ثروت، مرا هم با خود می بری؟"
ثروت جواب داد:
"نه نمی توانم. مفدار زیادی طلا و نقره در این قایق هست. من هیچ جایی برای تو ندارم."
عشق تصمیم گرفت که از غرور که با قایقی زیبا در حال رد شدن از جزیره بود کمک بخواهد.
"غرور لطفاً به من کمک کن."
"نمی توانم عشق. تو خیس شده ای و ممکن است قایقم را خراب کنی."
جمعه هجدهم مرداد 1387
چه کسی شور دلم دزدیده
چه کسی شور دلم دزدیده به دلم ماتم و غم پاشیده
همچو نوبرگ خزانم کرده چه کسی رنگ رخم بستانده
او همان همسفر شهر جفاست یا که گمگشته غریبی رانده
من و او رنگ غروبیم ولی من به جان و او به روحش مانده
او همانیست که با سکوتی عمقی همه آواز دلش را خوانده
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387
ای کاش دلم جای دگر میبارید
جایی که در آن خاک قدر وفا می داند
جایی که در آن غنچه نشکفته با بوسه اشک گل گونه خویش میطراود
اشک را به قدر از آب حیاتش کم نیست
که اگر آب جوشش یک دل ابریست به وسعت آسمان
اشک همانا چشمه ساری جاریست کز زلال معرفت ها میطراود
ای کاش دلم جای دگر میبارید
جایی که در آن خروش و فریاد دل آب سنبل مردی و مردانگی اش نیست
که در آن ارزش مردی بنهفتن درد و آرام فنا شدن است
ای کاش دلم جای دگر میبارید
جایی که در آن معرفتش موج زند
جایی که در آن مردمش از رنگ صداقت
جامه برتن عریان گنه کار دوزند
جایی که در آن عطر صفا حال دلم جا آرد
جایی که در آن خدا در آب
خاک
هوایش جاریست
ای کاش دلم جای دگر میبارید ...
سه شنبه چهاردهم خرداد 1387
حسبی الله
و نعم النعم ....
خدایی اگه به این جمله ایمان بیاریم مگه دیگه میتونیم
غصه بخوریم !
غریب بشیم !!!
از تنهایی بترسیم !!!!
خودمونیم
چه حالی داره اونی که اوس کریمو داره
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386
غربت..
اما چی بگم؟
خودمم نمیدونم چه حسی دارم ![]()
انگار ...........
نمیدونم
اما غریبم خیلی غریبم ![]()
از بقیه وحشت دارم ![]()
تنهام
ولش کن به حرف نمیاد ![]()
خداجونم
تو که نگفته حالم رو میدونی
خودت هوامو داشته باش![]()
شما هم فقط دعام کنید ![]()
که اینجوری که الان هستم نباشم![]()
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386
قربون تک تکتون!
به تمام شما مهربونایی که واسه سر کار رفتنم دعا کردن
قربون تک تکتون
وای خدایا چه لذتی داره
وقتی بعد از این همه تشنگی به ادم اب بدن
این جمله ناخود اگاه به ذهنم رسید
قلبم تنگ شد
قربون اقا امام حسینم برم
السلام علی الحسین
سه شنبه چهارم دی 1386
عشقان عیدتان مبارک
عشقان عیدتان مبارک
سه شنبه چهارم دی 1386
عید قدیر

عید قدیر
امروز بگو،مگو چه روز است؟
تا گويمت اين سخن به اكرام
موجود شد از براى امروز
آغاز وجود تا به انجام
امروز ز روى نص قرآن
بگرفت كمال،دين اسلام
امروز به امر حضرت حق
شد نعمت حق به خلق اتمام
امروز وجود پرده برداشت
رخساره خويش جلوهگر داشت
امروز كه روز دار و گير است
مى ده كه پياله دلپذير است
از جام و سبو گذشت كارم
وقت خم و نوبت غدير است
امروز به امر حضرت حق
بر خلق جهان على امير است
امروز به خلق گردد اظهار
آن سر نهان كه در ضمير است
عالم همه هر چه بود و هستند
امروز به يك پياله مستند
یا علی
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
محبت، كيميای خودسازی
محبت، كيميای خودسازی
محبت، كيميای خودسازی و سازندگی است، عشق به خداوند متعال همه زشتیهای اخلاقی را يك جا درمان میكند، و همه صفات نيكو را يك جا به عاشق هديه میدهد. كيميای عشق، چنان عاشق را جذب معشوق میكند كه هرگونه پيوند او را با هر كس و هر چيز جز خدا قطع مینمايد.
در مناجات محبين منسوب به امام زينالعابدين (ع) آمده است:
« الهی من ذا الذی ذاق حلاوه محبتك فرام منك بدلاً و من ذا الذی انس بقربك فابتغی عنك حولاً؛
خدای من! كيست كه شيرينی محبت را چشيد و يار ديگری برگزيد؟ و كيست كه به قرب و نزديكی تو انس گرفت و جدايی تو را طلبيد؟!»
عشق جذاب است و چون درجان نشست
هم در دل را ز غير دوست بست
و در روايتی منسوب به امام صادق عليه السلام آمده است:
« حب الله إذا أضاء علی سر عبد أخلاه عن كل شاغل، وكل ذكر سوی الله ظلمه، و المحب أخلص الناس سراً لله تعالی، و أصدقهم قولاً، و أوفاهم عهداً؛
نور محبت خدا هرگاه بر درون بنده ای بتابد، او را از هر مشغله ديگری تهی گرداند، هر يادی جز خدا تاريكی است. دلداده خدا مخلص ترين بنده خداست و راستگوترين مردمان و وفادارترين آنها برعهد و پيمان. »
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
حدیثی از رسول خدا (ص) روایت شده که ایشان میفرمايند:
« ما من عبد إلا و في وجهه عينان يبصر بهما أمر الدنيا، و عينان في قلبه يبصر بهما أمر الآخره، فإذا أراد الله بعبد خيرا فتح عينيه اللتين في قلبه، فأبصر بهما ما وعده بالغيب، فآمن بالغيب علي الغيب؛
هيچ بندهای نيست جز اين كه دوچشم در صورت اوست كه با آن ها امور دنيا را می بيند و دو چشم در دلش كه با آنها امور آخرت را
مشاهده میكند، هرگاه خداوند خوبی بندهای را بخواهد، دو چشم دل او را میگشايد كه به وسيله آنها وعدههای غيبی او را میبيند و با ديدههای غيبی به غيب، ايمان میآورد. »
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
سخنان سودمند
مانند افشاندن تخم گندم!
هر چند ممکن است،
آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانهها یاری نکند،
باز در گوشه و کنار
خرمن سنبلها و خوشههای معدود،
سر میدهد و میروید!!
-لقمان
در پی محبت خدا بودم، آن را در دشمنی با معصیتکاران یافتم!!
-امام صادق
برای انتخاب مکان سخت نگیرید، به آخرین مکان بیندیشید!
-اقبال لاهوری
فراموش مکن که در وجود هر انسان فرشتگانی وجود دارند که تنها آرزویشان آن است که روزی زاده شوند!
دل حرم خداست! پس در حرم خدا غیر خدا راه مده!
-امام صادق
هرگاه با دیگرانید، خود را خط بزنید و هر گاه با خدایید، دیگران را!
قبل از آنکه بمیرید خود را بمیرانید.
-امام صادق
نیکوکار از کار نیک بهتر و بدکار از کار بد، بدتر است.
حکمت 32 – امام علی
بدترین چیزها در زندگی، هراس در میدان نبرد و خیانت یاران است.
-شکسپیر
فرصتها چون ابرها میگذرند، پس فرصتهای نیک را غنیمت شمرید.
حکمت 21 – امام علی
به عقیدهی کرم بسیار عجیب و احمقانه است که انسان کتابهایش را نمیخورد
-تاگور
رشد ترقی و مادی، حاصل نافرمانی و عصیان است.
زندگی دو نیمه است: نیمه اول به امید نیمه دوم و نیمه دوم در حسرت نیمه اول.
چهار چیز برگشت ناپذیر است:
تیری که از کمان رها شد
کلامی که گفته شد
فرصتی که فنا شد
عمری که گذشت
اینکه بدانیم چه کاری بزرگ است و آن را انجام ندهیم، کمال بزدلی است.
در دنیا دانش هیچ کس بر تجربهاش پیشی نمیگیرد.
آزادی فردی داشتن، یعنی حق این که در زندگی کدام قفس را برگزینیم.
-برتراند راسل
شکست عار نیست، اما بیهدفی جنایت است.
تنها درسی که تاریخ به ما میآموزد این است که چیزی از تاریخ نمیآموزیم.
یک تمبر پستی موفقیتش تضمین شده است، چرا که تا رسیدن به هدف به چیزی میچسبد.
اگر به آنچه میخواستی نرسیدی، از آنچه هستی نگران مباش.
-امام علی
ذهنیت یک عینیت است، عینی به گونهی دیگر
خدایا به یأس بگو رهایمان کند،
به خستگی بگو دست از سرمان بردارد،
به شیطان بگو ما از آن تو هستیم، فراموشمان کند.
از گناه و معصیت خودداری کن تا از عواقب مصیبتبار آن در امان باشی! در این صورت زندگی آرام و بیدغدغهای خواهی داشت!
بوذرجمهر
کوتاه زندگی کن، اما زیبا و پر معنا
-هولارد
مقصرترین مردم، کسانی هستند که روح مأیوس دارند!
-ناپلئون
افسوس که جوان نمیداند و پیر نمیتواند.
-امام علی
در لذتی که آمیخته به قباحتی باشد، خوشحال نباشید.
بدانید که لذت نمیماند ولی قباحت میماند.
-سقراط
دانا به کار خود توکل میکند و نادان به آرزوی خویش.
-امام علی
کسی که به جلو نگاه نمیکند، یقینا عقب خواهند ماند.
آفت کار، مشتاق نبودن به آن است.
-امام رضا
خوشی و شادی، زودتر از کار و کوشش انسان را خسته میکند.
-خواجه نظام الملک
همه کس آزادی را دوست دارد، اما فقط برای خودش و نه برای دیگران.
هر چه قفس تنگتر، آزادی شیرینتر.
همانا با مال و ثروت نمیتوان در قلب مردم رخنه کرد، اما با اخلاق خوب میتوان.
-پیامبر اعظم
از زندگیتان لذت ببرید، بیآنکه آن را به زندگی دیگران مقایسه کنید.
کسی که ارادهی قوی نداشته باشد، نمیتواند به موفقیت و پیشرفت خود امیدوار باشد.
-لرد آویبوری
منبع بدبختی ما دنیایی است که در سینه داریم، نه دنیایی که ما را احاطه کرده است.
-لرد آویبوری
چیزی که انسان در انتظار آن باشد، از هر چیز موجود دلپذیرتر و نیرومندتر است.
-ابوالفرج اصفهانی
انسان هر وقتی از پیشآمد آینده دربارهی خود اندیشید و از آن، بیم و هراس در خاطرش نشانید، آن خطر زودتر او را تعقیب میکند.
-بو علی سینا
باید به کودک مطلبی آموخت که با ذوق و فهمش سازگار باشد.
-بو علی سینا
اگر میدانستید، یک محکوم به مرگ، چقدر در آرزوی بازگشت به زندگی است، آنگاه قدر روزهایی را که با غم و اندوه و نگرانی و بدخلقی میگذرانید، میدانستید.
-بو علی سینا
به عدد هر ذره راه هست برای رسیدن به خدا.
-ابوسعید ابوالخیر
جماعت از آن در رنجند که کارها را پیش از وقت طلب میکنند.
-ابوسعید ابوالخیر
آدمی برای آنکه بخواهد در کارها کامیاب شود، یک درصد نیاز به الهام غیبی دارد و نود و نه درصد محتاج تلاش و کوشش است.
-ادیسون
اگر از عملی خسته میشدم، تفریح و رفع خستگی خود را در اشتغال به کار دیگری جستجو میکردم.
-ادیسون
نباید آنچه را با عادات نیاکان ما موافقت دارد پذیرفت، بلکه باید آنچه را که در معنی و به نفسه نیکو و پسندیده عقل است، جست و جو نمود.
-ارسطو
هر جا اراده قوی باشد، آنجا نشاط و زندگی هست و هرجا اراده نباشد، ضعف و بیچارگی و فلاکت حکمفرماست.
-اسمایلز
برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرأت لازم است. و الا هر ماهی مردهای هم میتواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.
-اسمایلز
بیشک دانم که من از عالم بالایم و جزئی از ملکوت اعلی! کوشش میکنم که به عالم خود روم و به کل بپیوندم!
-افلاطون
فکر کردن سختترین کار برای بشر است.
-انیشتین
زیباترین حسی که ممکن است به ما دست دهد، حس حیرت است.
-انیشتین
برای ترقی در زندگی نباید انتظار آسانسور را کشید، بلکه باید راه پله را پیشگرفت و پله پله بالا رفت.
سه شنبه ششم آذر 1386
سلام دوستان
از امروز تا روز عرفه میخوام از دعای عرفه بگم
دلم میخواد شما هم کمکم کنین
![]()
البته...
اگه زحمت نمیشه؟!
![]()
سه شنبه ششم آذر 1386
دعای عرفه سیر افاق در اندیشه جهان
بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده اند که عصر روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسین (ع) بودیم که آن حضرت با گروهی از خاندان و فرزندان و شیعیان خود از خیمه بیرون آمدند و با کمال تضرع و خشوع به دامنه کوه رحمت روی آوردند و در سمت چپ کوه ایستادند و به جانب کعبه روی گردانیدند و دست ها را مقابل صورت مبارک برداشتند و این دعا را خواندند.خبرگزاری شبستان: دعای عرفه از دعاهای بسیار مشهور و عظیم الشان است که در مراسم حج در عرفات خوانده می شود و نیز به قصد قربت مطلقه همزمان با روز عرفه ( نهم ماه ذی الحجه) در سایر اماکن می خوانند. این دعا ماثور از حضرت امام حسین (ع) است.
بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده اند که عصر روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسین (ع) بودیم که آن حضرت با گروهی از خاندان و فرزندان و شیعیان خود از خیمه بیرون آمدند و با کمال تضرع و خشوع به دامنه کوه رحمت روی آوردند و در سمت چپ کوه ایستادند و به جانب کعبه روی گردانیدند و دست ها را مقابل صورت مبارک برداشتند و این دعا را خواندند.
راویان گویند: در پایان دعا و ذکر یارب یارب آن حضرت چنان حاضران را تحت تاثیر قرار داده بود که از دعا کردن برای خودشان به آمین گفتن به دعای امام حسین (ع) بسنده کردند و صدای گریه مردم صحرای عرفات را پر کرده بود تا اینکه آفتاب غروب کرد و به سوی مشعر الحرام رفتند.
در روایت کفعمی دعای عرفه با جمله: و انت علی کل شیء قدیر. یارب یارب یارب پایان یافته است. اما به نقل از سید بن طاووس در اقبال، دعای عرفه پس از آن با جمله: الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری ادامه می یابد. خاتمه دعا چنین است: و انت الرقیب الحاضر انک علی کل شیء قدیر و الحمدلله وحده.
مرحوم علامه مجلسی تذکر داده است که در البلد الامین و نیز در مصباح الزائر سید بن طاووس این قسمت پایانی از جمله: الهی انا الفقیر فی غنای تا آخر دعا نیامده است. همچنین برخی از نسخه های کهن اقبال نیز فاقد این قسمت است و عبارت های این بخش با سیاق دعای معصومین علیهم السلام سازگار نیست و با مذاق صوفیان موافقت لذا بعضی از فضلا احتمال داده اند که این ورقه را بعضی از مشایخ صوفیان به این دعا افزوده و به آن پیوسته اند.(بحار الانوار ، 98/227)
دعای عرفه شامل مطالب بسیاری است که گزیده فهرست آنها چنین است: شناخت خداوند و بیان صفات الهی و تجدید عهد و پیمان با پروردگار و شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها و توجه به آخرت و اظهار عقیده قلبی. سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت ها بیکران الهی بر انسان و حمد و سپاس خداوند بر آن نعمت ها و عنایت ها که از آغاز وجود و تکوین آدمی تا آخر عمر پیوسته به او افاضه می شود.
تضرع به درگاه خدواند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواست عفو و روی آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر. در خواست حوایج که با درود و صلوات بر محمد و آل محمد (ع) شروع می شود سپس تقاضای عفو، نور هدایت، رحمت، عافیت، برکت، وسعت روزی و پاداش اخروی برخی از دانشوران به شرح و یا ترجمه این دعای شریف پرداخته اند. از جمله: مظهر الغرائب سید خلف الدین حیدر مشعشعی موسوی حویزی، معاصر شیخ بهایی ( م ، 103 ق ). این شرح را مولف آن پس از خاموشی دیده سر و روشنتر شدن چشم دل تدوین كرده است و شرح دعای عرفه اثر شیخ محمد علی بن شیخ ابوطالب زاهدی جبلانی اصفهانی ( م 1181 ق)، نیایش حسین (ع) تالیف استاد محمد تقی جعفری.
شایان ذکر است که غیر از دعای امام حسین (ع) برای روز عرفه دعاهای دیگری نیز از سایر ائمه اطهار (ع) روایت شده است که در کتب دعا به تفصیل آمده است. شیخ صدوق کتابی تحت عنوان ادعیه الموقف و یا یا دعا الموقف تالیف کرده است، مشهورترین دعاهای روز عرفه پس از دعای امام حسین (ع) دعای فرزند گرامیش حضزت امام زین العابدین (ع) است که در صحیفه سجادیه آمده است. مراجع عظام تقلید در مناسک حج هر دو دعا را نقل کرده اند.
منبع: دایرة المعارف تشیع، جلد هفتم، صفحه 529 و 530



/ALI4.jpg)
